محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
570
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
در برابر بازگردانيدن اسيران سرزمين وى ، سخن گفته بودى . به جان خويشتن سوگند ياد مىكنم كه در نظر من ، سرگزيتى كه براى ما و مسلمانان پس از ما پديدار ماند ، از فيئى كه بخش گردد و سپس از ميان برود ، دوستداشتنىتر است . از اين رو به فرماندار اسكندريّه پيشنهاد كن كه سرگزيت بپردازد ، با اين شرط كه اسيران مردم خود را كه در اختيار شما هستند ، ميان برگزيدن دين اسلام و آيين مردم آنجا ، آزاد گذارند . هركس از ايشان كه به اسلام بگرود ، در شمار مسلمانان و در سود و زيان ، با ايشان برابر خواهد بود . و كسى كه آيين مردم خويش را برگزيند ، براى او نيز مانند همكيشان وى ، سرگزيت معين گردد . ولى آن دسته از اسيران ايشان را كه در ديار تازيان پراكنده شده و به مكّه ، مدينه و يمن رسيدهاند ، ما نمىتوانيم برگردانيم ؛ زيرا دوست نداريم دربارهء كارى كه توانايى انجام دادن آن را نداريم ، با ايشان پيمان ببنديم . ( 1 ) 367 / الف فرمان عمر بن خطّاب به كارگزار خود در مصر ، پيرامون ستاندن گزيت النّهاية ، ابن الأثير ، « جلج » . نيز بنگريد : پيمان 365 / الف . فرمان عمر به كارگزار خود در مصر : از هر سر از قبض ( شايد قبط - قبطيان ؟ ) چنين و چنان مقدار گزيت بستان . ( 2 ) 368 پيمان با مردم أنطابلس الخراج قدامة بن جعفر ، ورق 166 ؛ ابو عبيد ش 405 و 490 ؛ يعقوبى 3 / 179 . عمرو بن عاص پس از گشودن اسكندريه ، با سپاه خويش ، به آهنگ مغرب راه پيمود تا به برقه كه